دوشنبه , ۶ خرداد ۱۳۹۸

جایگاه انگیزش در مدیریت زندگی و دستیابی به موفقیت

جایگاه انگیزش در مدیریت زندگی و دستیابی به موفقیت

نویسنده مسئول: محمدرضا طاهرخانی

چکیده

انگیزش از مهم ترین عوامل در تحقق پیوستن هر هدف فیزیولوژیک و یا اجتماعی می باشد، خواه آن هدف خوردن یا آشامیدن باشد و خواه ارسال یک ماهواره به منظومه شمسی! به عبارت ساده تر تا فرد به اندازه کافی احساس تشنگی نکند انگیزش لازم برای آشامیدن در وی شکل نخواهد گرفت. به عبارتی دیگر بایستی برای انجام هر کاری انگیزش متناسب با آن کار در هر فرد و یا هر گروهی وجود داشته باشد تا سائق های مورد نیاز به وجود آیند و افراد ضرورت برای انجام آن کار را احساس کنند و سپس اقدام به انجام آن کنند. بررسی ها نشان می دهند که انگیزش یکی از عوامل اصلی رفتار است و در تمام رفتارها، از جمله یادگیری، عملکرد، ادراک، دقت، یادآوری، فراموشی، تفکر، خلاقیت و هیجان اثر دارد. در نتیجه انگیزش را می توان به عنوان نیروی محرک تقریبا تمام فعالیت های انسان و عامل جهت دهنده تمام اعمال وی تعریف کرد. در ادامه جایگاه انگیزش را در موفقیت های متفاوت افراد و گروه ها در سطوح مختلف یک جامعه به دقت مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و مشاهده خواهد شد که انگیزش در سلسله مراتب جایگاه افراد در جامعه تا چه میزان تاثیر گذار می باشد.

مقدمه

انگیزه عاملی است که موجود زنده را به فعالیت وادار می کند و فعالیت او را در جهتی سوق می دهد. حالتی که انگیزه در موجود زنده به وجود می آورد، انگیزش می نامند، مثلاً، نیاز به آب، غذا و جنس مخالف را انگیزه می گویند، به عبارتی دیگر احساس بر طرف کردن تشنگی، گرسنگی و تمایل به جنس مخالف را انگیزش می نامند. بنابراین، روانشناسی انگیزش سعی می کند به چرایی رفتارها پاسخ بگوید. چرا می خوریم و می آشامیم، چرا اشیا و اشخاص جدید جلب توجه می کنند، چرا برخی مردم پول جمع می کنند، چرا برخی افراد این همه به کسب قدرت علاقه مند هستند؟ روانشناسی انگیزش می خواهد به همه این سوالات و صدها سوال دیگر پاسخ بدهد .

بررسی ها نشان می دهند که انگیزش یکی از عوامل اصلی رفتار است و در تمام رفتارها، از جمله یادگیری، عملکرد، ادراک، دقت، یادآوری، فراموشی، تفکر، خلاقیت و هیجان اثر دارد. به طور کلی، انگیزش را می توان به عنوان نیروی محرک فعالیت های انسان و عامل جهت دهنده آن تعریف کرد. انگیزش را به موتور و فرمان اتومبیل تشبیه کرده اند، و در این مقایسه و تشبیه، نیرو و جهت مفاهیم عمده انگیزش هستند . برای توضیح و توجیه اختلاف بین دانش آموزانی که استعداد یکسان برای یادگیری دارند. اما پیشرفت تحصیلی آنها متفاوت است، می توان از مفهوم انگیزش استفاده کرد. هدف بررسی مسائل پر پیشرفتی و کم پیشرفتی این فرض است که متغیرهای انگیزشی و هیجانی در موفقیت تحصیلی نقش تعیین کننده ایفا می کنند .

همه ما کسانی را می شناسیم که به طور دایم پیش می روند، موفق می شوند، پول های هنگفتی به دست می آورند، اختراع می کنند و کارهای به ظاهر نا ممکن انجام می دهند. این اشخاص انگیزه پیشرفت بالایی دارند. مطالعات کلاسیک نشان می دهد افرادی که انگیزه پیشرفت بالایی دارند، نسبت به اشخاصی که استعدادهای یادگیری مشابهی دارند، اما انگیزه پیشرفت پایینی برخوردارند، نمرات بهتری به دست می آورند. همچنین گروه اول دستمزدهای بالاتری کسب می کنند، به درجات شغلی بالاتری ارتقا می یابند و بازده آنها در مسائل ریاضی نیز بیشتر است .

یکی از جامع ترین نظریه های انگیزش را آبراهام مازلو ارائه داده است. نظریه مازلو از این جهت اهمیت دارد که بین نیازهای زیستی  گرسنگی، خواب، و تشنگی و نیازهای روانشناختی عزت نفس، عواطف و تعلق داشتن تفاوت قائل میشود. انسان نمی تواند به عنوان یک موجود زیستی بدون غذا و آب زندگی کند و به عنوان یک موجود روانشناختی بدون ارضاء نیازهای سطوح بالاتر به طور کامل رشد کند. البته، مازلو وجود انگیزش را انکار نمی کند و ما را به شناخت انگیزشی هدایت می کند که بر مبنای کمبود نیست. این نوع انگیزش در بیشتر موارد، موجب افزایش تنش می شود. این انگیزش وقتی به وجود می آید که انسان خلاق باشد و توانایی های نهفته خود را تحقق بخشد. مازلو می گوید “هر انسان دو دسته نیرو دارد، یک دسته از آنها انسان را به جستجوی امنیت و دفاع در مقابل ترس وا می دارد و باعث می شود که انسان به عقب برگردد یا به گذشته رو آورد، دسته دیگر از نیروها او را به جانب تمامیت و یگانگی، کاربرد کامل  همه توانایی های خود و نیز تقویت اعتماد به نفس در مواجهه با دنیای خارج سوق می دهد، ضمن اینکه باعث می شود فرد، عمق ناخودآگاه واقعیت خود را بپذیرد”. در بنیادی ترین سطح انگیزش، هر انسان می خواهد نیازهای زیستی خود را به اندازه کافی تامین کند، مازلو این نیازها را نیازهای بقا می نامد. اگر این نیازها برآورده نشوند، به لحظ تقدم زیستی و حیاتی نسبت به سایر نیازها می توانند بر پیدایش و ارضای نیازهای سطوح بالاتر تاثیر بازدارنده داشته باشند. نیاز به ایمنی، به معنی داشتن محیطی آرام، قابل پیش بینی و عاری از ترس و اضطراب است. در بعضی از موارد، دانش آموزان به وضوح نیاز به ایمنی را نشان می دهند، مثلا لرزیدن دانش آموز قبل از پاسخ گویی به درس بر اثر اضطراب به وجود می آید.

نظریه انگیزش مازلو با دیدگاه های دیوئی و پیاژه سازگار است، زیرا آنها نیز معتقدند اگر به کودک امکان داده شود به انتخاب عاقلانه ای می پردازد. شیوه پیشنهادی آنها در تعلیم و تربیت، متضمن ایجاد موقعیتهای جالب برای یادگیری است تا دانش آموزان بتوانند فعالیتهای را انتخاب کنند که برای آنها جاذبه یا ارزش شخصی داشته باشد و به جای اینکه معلم تقویت را فراهم کند، فعالیت خود انگیخته کودک برای او پاداش می شود .

چگونه نیاز ها و خواسته های اساسی افراد را به انگیزه تبدیل می کنید؟ چگونه آنها را وادار به انجام کاری که لازم است انجام دهند می کنید در حالی که آنها احساس می کنند دوست ندارند یا نمی خواهند آن را انجام دهند؟ افرادی که جذبه دارند باعث می شوند دیگران به خودشان انگیزه ی طولانی مدت بدهند. می توانند به افراد کمک کنند اهداف خود را تصور و احساس کنند که می توانند به آن اهداف برسند. این انگیزه ها به آنها اجازه می دهد هدف های شان را خودشان تعیین کنند، چالش های خود را حل کنند، خودشان تصمیم بگیرند، و در عین حال احساس کنند هنوز عضوی از یک تیم هستند. دو راه برای با انگیزه ساختن و قدرتمند کردن افراد وجود دارد: اولین راه، پیشرفت و شکوفایی شخصی است. وقتی به دیگران کمک می کنید که از ذهن خود استفاده کنند، علاقه و انگیزه های ناپیدا را می یابند حس اضطرار و جهت یابی در آنها توسعه می یابد و آنها را از گذشته بیشتر و سریع تر به جلو می راند. دومین روش برای انگیزه ساختن و قدرتمند کردن دیگران این است که از آنها بخواهید اهداف شان را تعیین کنند. در دنیایی زندگی میکنیم که همه چیز را فوری می خواهیم، همه چیز باید همین الان درست شود، خشنودی آنی و نتایج فوری می خواهیم .

انگیزه پیوند جویی ما را وادار می کند تا برای خود دوستانی داشته باشیم، به گروه ها بپیوندیم و در انجام کارها، از دیگران همکاری بخواهیم. انگیزه پیوند جویی به بافت اجتماعی کمک می کند و در نتیجه خانواده ها و تمدن هایی به وجود می آورد. در این معنا، انگیزه پیوند جویی قطعا یک ویژگی سودمند است. این انگیزه در برخی اشخاص چنان شدید است که به دشواری می توانند خودشان تصمیم بگیرند یا به مدت طولانی تنها بمانند. انگیزه پیوند جویی بالا احتمالا از اضطراب نشات می گیرد، مثل زمانی که انسانها، بر اثر ترس از یک نیروی خارجی، دور هم جمع می شوند .

شما می توانید متن کامل این مقاله را از طریق لینک های زیر دریافت و مطالعه بفرمائید:

مرجع دانش (سیویلیکا)